
|
|||||||||||||||
|
|
|
#581 |
|
ما را که به جز توبه شکستن هنری نیست
با زاهد بی مایه نشستن ثمری نیست برخیز جز این چاره نداری که در این حال جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست |
|
|
|
|
|
|
#582 |
|
تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلـم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید |
|
|
|
|
|
|
#583 |
|
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند/ وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
|
|
|
|
|
|
|
#584 |
|
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت می نوش ندانی زکجا آمده ای خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت |
|
|
|
|
|
|
#585 |
|
تنها نرو این راه رفتن نیست.....
دنیای تو چیزی بجز من نیست |
|
|
|
|
|
| برچسب ها |
| مشاعره, شعر |
| ابزارهای دنباله | |
| نحوه نمایش | |
|
|
|||||